بررسي جايگاه کشاورزي ايران در منطقه و جهان
بررسي جايگاه کشاورزي ايران در منطقه و جهان
اشاره:
يکي از اهداف تاکيد شده در سند چشم انداز توسعه کشور، تبديل ايران به بزرگترين قدرت منطقه است. اين هدف در تفکيک هر بخش به عنوان يک برنامه راهبردي عمل مي کند. در بخش کشاورزي نيز با توجه به امکانات و مزيت هاي کشور اين هدف قابل حصول است که بستر آن را در اختيار داريم ولي بايد در تبديل اين امکانات بالقوه به جريان فعال و اقتصادي تلاش کنيم. گزارشي که در پي مي آيد در نشريه برنامه شماره 185 به چاپ رسيده که با بررسي شاخص هاي توليد محصولات کشاورزي جايگاه بخش کشاورزي ايران را طي سال اول برنامه چهارم در منطقه و کشورهاي منتخب جهان نشان مي دهد.
ارزش افزوده
بررسي سهم ارزش افزوده بخش کشاورزي از توليد ناخالص داخلي نشان مي دهد که مقدار آن در سطح جهان از حدود 6 درصد در سال 1369 به 4 درصد در سال 1383 کاهش يافته است. در خصوص ايران اين ميزان از حدود 24 به 11 درصد در سالهاي مزبور رسيده است. در بين کشورهاي منطقه جنوب غربي آسيا، قرقيزستان و ازبکستان به ترتيب با 37 و 31 درصد بالاترين سهم ارزش افزوده به بخش کشاورزي را از کل توليد ناخالص داخلي دارا هستند. در ساير کشورها به ويژه کشورهاي توسعه يافته اين شاخص بسيار پايين تر است به طوري که در آمريکا و آلمان، مقدار آن برابر 1 درصد است. نيجريه با 17 درصد بالاترين سهم را در بين کشورهاي منتخب جهان در سال 1383 نشان مي دهد.
همچنين رشد ارزش افزوده بخش کشاورزي دنيا طي دوره 1379- 1369 و 1383- 1379 مقايسه شده است. بر اساس اين، طي دوره 1379- 1369 رشد اين بخش در حدود 9/2 درصد بوده است که در دوره 1383- 1379 اندکي کند شده و به 5/2 درصد کاهش يافته است. رشد ارزش افزوده بخش کشاورزي ايران در دوره هاي مزبور بالاتر از متوسط جهاني آن بوده و روند آن نيز معکوس است. به طوري که طي دوره 1379- 1369 رشد سالانه آن 5/3 درصد و در دوره 1383- 1379 به 6 درصد بالغ مي شود. در حالي که در کشورهاي منطقه شاهد رشدهاي منفي نيز هستيم که در مورد عراق و فلسطين به ترتيب برابر 4/11- و 3/13- درصد طي دوره 1383-1379 است. بالاترين نرخ رشد ارزش افزوده بخش کشاورزي در اين منطقه نيز مربوط به افغانستان، ارمنستان، آذربايجان و قزاقستان با رشد بالاي 10 درصد است. در بين ساير کشورهاي منتخب نيز چين و روسيه به ترتيب با 4/9 و 1/6 درصد بيشترين رشد ارزش افزوده بخش کشاورزي را طي سالهاي 1383- 1379 تجربه کرده اند. کشورهاي ونزوئلا و آلمان نيز به ترتيب با 2/2- و 6/0 درصد پايين ترين عملکرد را در اين خصوص نشان مي دهند.
گندم
ميزان توليد گندم جهان طي سالهاي 1384- 1373 (2005- 1994) داراي برخي نوسانها بوده است به طوري که ميزان آن از حدود 527 ميليون تن در ابتداي دوره به 4/613 ميليون تن در سال 1997 افزايش يافت و پس از آن با روند کاهشي مواجه شد. البته در سالهاي اخير شاهد رشد مجدد توليد گندم بوده ايم به طوري که ميزان آن نزديک به 630 ميليون تن در سال 1384 رسيده است. توليد اين محصول در ايران طي سالهاي برنامه دوم توسعه در حد 10 تا 11 ميليون تن محقق شده است. همچنين به دليل خشکسالي، در سالهاي 1378 و 1379 توليد اين محصول با افت چشمگير به حدود 8 ميليون تن کاهش يافت. طي سالهاي 1384- 1381 نيز با توجه به وضعيت مناسب آب و هوايي و اجراي طرح خودکفايي گندم شاهد رشد جهشي در توليد اين محصول در ايران بوديم به طوري که ميزان آن در سال 1384 بالغ بر 15 ميليون تن شد.
در بين کشورهاي حوزه آسياي جنوب غربي، ايران پس از کشورهاي ترکيه و پاکستان که توليد بالاتر از 21 ميليون تن را دارا هستند، بيشترين ميزان توليد را به خود اختصاص داده است. در بين ساير کشورهاي منتخب نيز چين، آمريکا، روسيه و فرانسه به ترتيب با 3/96، 1/57، 6/47 و 9/36 ميليون تن توليد در سال 1384 جزو برترين توليدکنندگان گندم دنيا محسوب مي شوند.
عملکرد در واحد سطح گندم جهان طي سالهاي مورد بررسي از حدود 2450 کيلوگرم در هکتار با رشد متوسط سالانه 6/1 درصد به 2913 کيلوگرم در هکتار افزايش يافته است. اين شاخص در مورد ايران نيز روند رو به رشدي را نشان مي دهد. به طوري که با وجود برخي نوسانها، ميزان آن در سالهاي اخير به ويژه در برنامه سوم توسعه بهبود يافته و از حدود 5/1 تن در هکتار به بالاتر از 2 تن در هکتار رسيده است که ميزان آن در سال 1384 در حدود 2382 کيلوگرم در هکتار بالغ شد. اين شاخص در مقايسه با ساير کشورهاي منطقه جنوب غربي آسيا رقم پاييني را نشان مي دهد که اين امر به طور عمده به دليل کشت ديم بخش قابل توجهي از سطح کشت گندم در ايران است. بالاترين عملکرد در واحد سطح در اين منطقه مربوط به مصر، عربستان و ازبکستان به ترتيب با 6488، 5195 و 4118 کيلوگرم در هکتار است. در بين ساير کشورهاي منتخب نيز عملکرد کشورهاي آلمان و فرانسه با توليد حدود 7 تن گندم در هکتار بالاتر از ديگران است.
شلتوک (برنج)
توليد جهاني برنج که به همراه گندم از مهمترين غلات جهان تلقي مي شود از 6/538 ميليون تن در سال 1373 به حدود 5/618 ميليون تن در سال 1384 افزايش يافته است. در ايران نيز توليد شلتوک با وجود برخي نوسانها از حدود 2/2 ميليون تن به 3 ميليون تن در سال 1384 رسيده است که پس از پاکستان و مصر به ترتيب با 3/7 و 2/6 ميليون تن، قرار مي گيرد. در بين ساير کشورهاي منتخب نيز چين و تايلند به ترتيب با 4/185 و 27 ميليون تن عمده ترين توليدکنندگان برنج محسوب مي شوند.
عملکرد در واحد سطح شلتوک جهان از 3660 کيلوگرم در هکتار در سال 1373 روند رشد ملايمي را تجربه کرده و به 4022 کيلوگرم در هکتار در سال 1384 رسيده است. در ايران نيز اين شاخص روند مثبتي داشته و از حدود 4 تن در ابتداي دوره مورد بررسي به 8/4 تن در هکتار در سال 1384 افزايش يافته است که در مقايسه با ساير کشورهاي منطقه در حد متوسطي قرار مي گيرد. مصر و ترکيه به ترتيب با 5/9 و 1/6 تن در هکتار بالاترين عملکرد را در بين کشورهاي منطقه دارا هستند. در بين کشورهاي منتخب ساير مناطق جهان هم کشورهاي آمريکا، کره جنوبي و چين با توليد حدود 6 تا 7 تن در هکتار بهترين وضعيت را دارا هستند.
چغندرقند
توليد چغندرقند که يکي از منابع مهم تامين قند و شکر جهان محسوب مي شود طي سالهاي مورد بررسي ابتدا روند افزايشي داشته و سپس مقدار آن کاهش يافته است به طوري که از حدود 1/255 ميليون تن در سال 1373 به 6/242 ميليون تن در سال 1384 رسيده است. در خصوص ايران نيز اين روند نوسان زيادي داشته است و به رغم توليد حدود 6 ميليون تن در سال 1381 شاهد کاهش مقدار آن به حدود 5 ميليون تن در سال 1384 هستيم. با اين حال ايران بعد از ترکيه که توليد آن در سال 1384 به 5/13 ميليون تن بالغ مي شود عمده ترين توليدکننده چغندرقند در منطقه جنوب غربي آسيا محسوب مي شود. کشورهاي فرانسه، آلمان، آمريکا و روسيه به ترتيب با 3/29، 4/25، 7/24 و 5/21 ميليون تن بيشترين ميزان توليد را در بين کشورهاي منتخب دنيا دارا هستند.
عملکرد در واحد سطح چغندرقند در جهان از حدود 32 تن در هکتار در سال 1373 به 44 تن در هکتار در سال 1384 رسيده است. در ايران نيز اين رقم سير صعودي داشته و از حدود 26 تن در هکتار به 2/32 تن در هکتار افزايش يافته است که در مقايسه با کشورهاي منطقه جنوب غربي آسيا در حد متوسط قرار مي گيرد. کشورهاي مصر، سوريه و ترکيه به ترتيب با 8/48، 46 و 6/42 تن در هکتار بالاترين عملکرد را در اين منطقه دارا هستند. در بين ساير کشورهاي منتخب نيز فرانسه، آلمان و آمريکا به ترتيب با 3/77، 4/59 و 3/49 تن در هکتار بهترين عملکرد را نشان مي دهند.
ذرت دانه اي
ميزان توليد ذرت دانه اي در جهان رشد قابل توجهي داشته و از حدود 2/569 ميليون تن در سال 1373 با رشد سالانه 8/1 درصد به 6/694 ميليون تن در سال 1384 رسيده است. توليد اين محصول در ايران نيز رشد خوبي را طي سالهاي مورد بررسي نشان مي دهد به طوري که از حدود 5/0 ميليون تن به 2/2 ميليون تن افزايش يافته که بيانگر ميانگين رشد سالانه 4/14 درصد است. مصر با 8/6 ميليون تن، بالاترين ميزان توليد را در بين کشورهاي منطقه جنوب غرب آسيا دارا است و در مرتبه بعد کشورهاي ترکيه و پاکستان به ترتيب با 5/3 و 8/2 ميليون تن قرار مي گيرند. کشورهاي چين و آمريکا نيز به ترتيب با 6/132 و 2/280 ميليون تن توليدکنندگان اصلي ذرت دانه اي جهان در سال 1384 محسوب مي شوند که در مجموع 4/59 درصد از کل توليد جهان را به خود اختصاص داده اند.
ميزان توليد ذرت دانه اي در هکتار از 4/1 تن در هکتار در سال 1373 به 7/4 تن در هکتار در سال 1384 بهبود يافته است. در ايران اين شاخص بالاتر از ميانگين جهاني بوده و به حدود 7 تن در هکتار بالغ مي شود. در بين کشورهاي آسياي جنوب غربي نيز کشورهاي اردن و کويت با توليد حدود 20 تن در هکتار بيشترين عملکرد را دارا هستند که با توجه به سطح بسيار پايين توليد در اين کشورها به نظر مي رسد ارقام مزبور در سطح مراکز تحقيقاتي به دست آمده باشد. در بين ساير کشورهاي منتخب نيز آمريکا، آلمان و فرانسه به ترتيب با 3/9، 5/8 و 8 تن در هکتار بهترين وضعيت را دارا هستند.
خرما
توليد خرما در جهان از 6/4 ميليون تن در سال 1373 به 9/6 ميليون تن در سال 1384 افزايش يافته است. توليد اين محصول در ايران نيز به عنوان يکي از کشورهاي عمده توليدکننده اين محصول از حدود 774 هزار تن در سال 1373 به بيش از يک ميليون تن در سال 1384 رسيده است. ديگر کشورهاي عمده توليدکننده خرما در جهان شامل مصر، عربستان، امارات و پاکستان به ترتيب با 1170، 900، 760 و 625 هزار تن هستند. عملکرد در واحد سطح خرما در جهان در سالهاي مورد بررسي بهبود يافته و از 5792 کيلوگرم در هکتار به 6124 کيلوگرم در هکتار افزايش يافته است. اين رقم در ايران با وجود برخي نوسان ها به 5573 کيلوگرم در هکتار در سال 1384 بالغ مي شود. بيشترين عملکرد در واحد سطح اين محصول نيز مربوط به مصر با 4/33 تن در هکتار است.
سيب
توليد سيب در جهان طي سالهاي 1384- 1373 رشد مناسبي داشته و از حدود 3/48 ميليون تن به 5/63 ميليون تن افزايش يافته است. در ايران نيز توليد سيب از 4/2 ميليون تن به 8/2 ميليون تن رسيده است که بالاترين ميزان را در بين کشورهاي منطقه آسياي جنوب غربي نشان مي دهد. ترکيه با حدود 5/2 ميليون تن ديگر کشور مهم توليدکننده سيب در اين منطقه است. در بين کشورهاي منتخب نيز چين با 25 ميليون تن توليد در صدر قرار دارد.
عملکرد در واحد سطح اين محصول نيز روند رو به رشدي را در جهان دنبال کرده و از حدود 8 تن در هکتار به 2/12 تن در هکتار افزايش يافته است. در ايران اين ميزان در حال حاضر حدود 16 تن در هکتار است که به همراه کشورهاي مصر، ترکيه و لبنان بالاترين عملکرد را در بين کشورهاي منطقه دارا هستند. در بين ساير کشورهاي منتخب، فرانسه، آمريکا و آلمان به ترتيب با 6/36،6/26و 9/22 تن در هکتار بهترين عملکرد را نشان مي دهند.
زيتون
توليد زيتون در جهان از 4/11 ميليون تن در سال 1373 با روند رو به رشد به 8/17 ميليون تن در سال 1382 رسيد ولي پس از آن در سالهاي 1383 و 1384 کاهش يافت و به 5/14 ميليون تن در سال 1384 رسيد. در ايران نيز توليد زيتون از حدود 17/6 هزار تن در سال 1373 به 7/16 هزار تن در سال 1384 افزايش يافت. در بين کشورهاي منطقه جنوب غربي آسيا، ترکيه و سوريه به ترتيب با 850 و 620 هزار تن بالاترين ميزان را به خود اختصاص داده اند. در بين کشورهاي منتخب جهان تونس با 700 هزار تن عمده ترين کشور توليد کننده زيتون محسوب مي شود. ميزان توليد زيتون در دنيا طي سالهاي مورد بررسي از حدود 5/1 تن به حدود 2 تن افزايش يافت. در ايران اين ميزان نوسان هايي داشته و از حدود 4 تن در هکتار به 63/1 تن در هکتار کاهش يافته است. در بين کشورهاي منطقه آسياي جنوب غربي مصر با 3/9 تن در هکتار بيشترين ميزان را دارد. در بين ساير کشورهاي منتخب جهان چين و آمريکا به ترتيب با 3/8 و 6/7 تن در هکتار بهترين وضعيت را دارا هستند.
پسته
ميزان توليد پسته در جهان از 344 هزار تن در سال 1373 به 501 هزار تن در سال 1384 افزايش يافت. ايران به عنوان بزرگترين توليد کننده پسته دنيا شناخته مي شود به طوري که حدود 38 درصد از کل توليد دنيا را در سال 1384 به خود اختصاص داده است. توليد پسته ايران در سالهاي مورد بررسي به دليل تغييرهاي آب و هوايي نوسانهاي زيادي داشته و ميزان آن در سال 1384 به 190 هزار تن بالغ شده است. در بين ساير کشورها، آمريکا با 140 هزار تن در مرتبه دوم قرار مي گيرد. عملکرد در واحد سطح اين محصول در جهان در حدود يک تن در هکتار نوسان مي کند که مقدار آن در سال 1384 برابر 1118 کيلوگرم در هکتار بالغ شد. در ايران اين شاخص اغلب کمتر از يک تن در هکتار بوده و مقدار آن در سالهاي اخير به حدود 633 کيلوگرم در هکتار رسيده است. بالاترين رقم عملکرد در واحد سطح مربوط به آمريکا با 4 تن در هکتار است.
مرکبات
مرکبات توليدي جهاني طي سالهاي 1384-1373 رشد ملايمي داشته و از حدود 5/17 ميليون تن به 4/105 ميليون تن رسيده است که در ايران نيز اين مقدار از حدود 3 ميليون تن به 3/4 ميليون تن افزايش يافت. در مقايسه با ساير کشورهاي منطقه آسياي جنوب غربي ايران بيشترين ميزان توليد را داراست. در ساير کشورهاي منتخب جهان نيز کشورهاي برزيل، چين و آمريکا به ترتيب با 1/20، 16 و 3/10 ميليون تن جزو عمده ترين توليد کنندگان مرکبات دنيا در سال 1384 محسوب مي شوند. عملکرد در واحد سطح مرکبات در کل جهان طي سالهاي مورد بررسي به طور تقريبي ثابت مانده و ميزان آن در سال 1384 در حدود 14 تن در هکتاراست.
در ايران اين رقم بالاتر از ميانگين جهاني بوده و به حدود 5/16 تن در هکتار در سالهاي اخير بالغ مي شود. کشورهاي ترکيه و فلسطين با عملکرد 7/26 و 5/24 تن در هکتار بهترين عملکرد را در بين کشورهاي منطقه آسياي جنوب غربي دارا هستند. کشورهاي آمريکا و کره جنوبي در بين کشورهاي منتخب، بالاترين ميزان عملکرد را در واحد سطح با 26 تن در هکتار به خود اختصاص داده اند.
انگور
ميزان توليد انگور در جهان طي سالهاي 1384-1373 از حدود 6/54 ميليون تن به 4/66 ميليون تن بهبود يافته است. در ايران ميزان توليد اين محصول در دوره مزبور رو به افزايش بوده و از حدود 9/1 ميليون تن به حدود 3 ميليون تن رسيده که به همراه ترکيه بالاترين رقم را در کشورهاي منطقه آسياي جنوب غربي داراست. در بين ساير کشورهاي منتخب، فرانسه، آمريکا و چين جزو توليد کنندگان عمده انگور محسوب مي شوند.
عملکرد در واحد سطح انگور در سطح جهان از حدود 3/7 تن در هکتار به 1/9 تن در هکتار طي سالهاي 1384-1373 بهبود يافته است. در ايران اين شاخص بالاتر از سطح جهاني آن بوده و از 9/7 تن در هکتار در سال 1373 به 11 تن در هکتار در سال 1384 افزايش يافته است. مصر با 7/21 تن در هکتار بهترين عملکرد را در بين کشورهاي منطقه آسياي جنوب غربي دارد. کشورهاي آمريکا، برزيل و تايلند با توليد بيش از 16 تن انگور در هکتار وضعيت بهتري در مقايسه با ساير کشورهاي منتخب مورد بررسي دارد.
توليد دامي و شيلاتي
ميزان توليد شير در ايران از 4540 هزار تن در سال 1374 به حدود 5975 هزار تن در سال 1383 رسيد که از اين نظر در ميان کشورهاي جنوب غربي آسيا پس از ترکيه با 10478 هزار تن توليد قرار مي گيرد. در ساير کشورهاي منتخب جهان کشورهاي روسيه، آلمان، فرانسه و چين به ترتيب با 1/31، 28، 25 و 5/22 ميليون تن در سال 1383 از توليد کنندگان عمده محسوب مي شوند.
ميزان کل توليد گوشت در ايران در فاصله سالهاي 1374 تا 1383 از حدود 1329 هزار تن به 1613 هزار تن افزايش يافت که در مقايسه با کشورهاي منطقه آسياي جنوب غربي بيشترين ميزان را داراست. در اين منطقه ترکيه با توليد 6/1 ميليون تن گوشت از ديگر توليد کنندگان عمده محسوب مي شود. در بين ساير کشورهاي منتخب جهان چين با توليد 8/70 ميليون تن در سال 1383 درصدر قرار مي گيرد. توليد گوشت مرغ طي اين دوره مورد بررسي رشد مناسبي داشته و از حدود 659 هزار تن به 840 هزار تن افزايش يافته که از اين حيث همراه با ترکيه با توليد 6/954 هزار تن از توليد کنندگان عمده گوشت مرغ است. در بين کشورهاي منتخب چين با 9/13 ميليون تن عملکرد بالاتري را در مقايسه با ساير کشورهاي مورد بررسي در سال 1383 داراست.
ميزان توليد تخم مرغ در ايران در فاصله سالهاي 1383-1374 از حدود 466 هزار تن به 585 هزار تن افزايش يافت. در بين کشورهاي منطقه جنوبي غربي آسيا، ترکيه با 7/791 هزار تن مهمترين توليد کننده اين محصول به حساب مي آيد. چين نيز با 1/28 ميليون تن توليد، بزرگترين توليد کننده تخم مرغ در بين کشورهاي منتخب مورد بررسي در سال 1383 است.
محصولات شيلاتي شامل ماهي، ميگو و ساير آبزيان در ايران، از 350 هزار تن در سال 1373 به حدود 500 هزار تن در سال 1384 رسيده است. در مقايسه با ساير کشورهاي منطقه جنوب غربي آسيا، ايران به همراه ترکيه و پاکستان که توليد آنها در سال 1382 به ترتيب برابر 588 و 577 هزار تن است از توليد کنندگان عمده محسوب مي شوند. چين و آمريکا به ترتيب با توليد 7/55 و 3/15 ميليون تن در سال 1383 از توليد کنندگان مهم کشورهاي منتخب هستند.
وضعيت اراضي و مکانيزاسيون
در حدود 5/11 درصد زمينهاي جهان قابليت کشاورزي دارند که در مورد ايران اين رقم بين 10 تا 5/11 درصد طي سالهاي 1373 تا 1382 در نوسان است. در بين کشورهاي منطقه آسياي جنوب غربي، ترکيه، فلسطين و لبنان يک سوم هستند. در بين ساير کشورهاي منتخب نيز فرانسه، نيجريه، آلمان و تايلند چنين وضعيتي را دارند.
همچنين از لحاظ سطح زير کشت اراضي آبي، شاهد افزايش سهم اين اراضي زير کشت کشاورزي در جهان هستيم به طوري که ميزان آن از حدود 17 درصد در سال 1373 به 18 درصد در سال 1382 رسيده است. در مورد ايران اين رقم بين 38 تا 46 درصد در فاصله زماني مزبور تغيير داشته است که در مقايسه با کشورهاي منطقه جنوب غربي آسيا در حد متوسطي قرار مي گيرد. در اين منطقه به دليل کمبود بارندگي سالانه سطح زير کشت اراضي آبي در مقايسه با ساير کشورهاي جهان بسيار بالاتر است. مصر با 100 درصد اراضي کشاورزي آبي بالاترين عملکرد را در اين زمينه دارد و کشورهاي عمان و پاکستان با 90 درصد در رتبه بعدي قرار مي گيرند. کره جنوبي و چين به ترتيب با 6/47 و 3/35درصد بيشترين نسبت اراضي کشت آبي را در ميان کشورهاي منتخب نشان مي دهند.
براي مقايسه وضعيت مکانيزاسيون از شاخص تعداد تراکتور در هر هزار هکتار استفاده شده است. براساس اين تعداد تراکتورهاي موجود به ازاي هر هزار هکتار در سطح جهان از 1/71 به 9/17 دستگاه طي دوره 1382-1373 افزايش داشته است. در ايران اين شاخص در مجموع روند صعودي داشته و از 12 دستگاه به 1/14 دستگاه در هر هزار هکتار طي دوره مزبور رسيده است. در بين کشورهاي منطقه جنوب غربي آسيا فلسطين، ترکيه و ازبکستان به ترتيب با 8/38، 4/38 و 7/33 دستگاه وضعيت بهتري از اين نظر دارند. کشورهاي نرو ژ، کره جنوبي و لهستان به ترتيب با 9/148، 6/114 و 3/106 دستگاه در هر هزار هکتار بالاترين ارقام را در بين ساير کشورهاي منتخب جهان به خود اختصاص داده اند.
نقاط قوت بخش کشاورزي در ايران
مهمترين نقاط قوت بخش کشاورزي و منابع طبيعي شامل اقليمهاي آب و هوايي متنوع، منابع ژنتيکي متنوع گياهي، دامي و آبزيان، منابع پايه توليد مناسب (آب و خاک)، ظرفيتهاي صادراتي و امکانات پژوهشي و خدماتي است. اين عوامل سبب شده است به رغم برخي کمبودها اين بخش علاوه بر تامين بخش عمده اي از نيازهاي غذايي، سهم قابل توجهي را در تامين اشتغال و صادرات غيرنفتي کشور ايفا کند.
مقايسه وضعيت توليد محصولات عمده زراعي ايران با ساير کشورها نشان مي دهد امکان بهبود عملکرد در واحد سطح و در نتيجه افزايش توليد و دستيابي به اهداف خودکفايي در محصولات اساسي وجود دارد. در خصوص محصولات باغي نيز با توجه به مزيتهاي موجود در کشور، در اغلب موارد شاهد عملکرد در واحد سطح مناسب و بالاتر از ميانگين جهاني بوده ايم به طوري که ايران از توليد کنندگان عمده اين محصولات در دنيا محسوب مي شود.
همچنين ظرفيتهاي مناسب و امکانات طبيعي و سرمايه گذاري هاي صورت گرفته سبب شده است ايران وضعيت قابل قبولي در توليد محصولات دامي و شيلاتي مانند شير، گوشت و تخم مرغ ايفا کند. هرچند با توجه به اهداف توسعه بخش کشاورزي ومنابع طبيعي ضروري است تمهيدهاي لازم براي دستيابي به حد مناسب مصرف سرانه پروتئين دامي اتخاذ شود. مقايسه شاخصهاي زيربنايي بخش کشاورزي نشان مي دهد اراضي آبي در ايران همانند ساير کشورهاي جنوب غربي آسيا در مقايسه با ساير کشورهاي منتخب جهان بسيار بالاتر است. با اين حال با توجه به وضعيت بارندگي در ايران تداوم روند توسعه اراضي زير کشت آبي با استفاده از عمليات تجهيز و نوسازي و به کارگيري روشهاي نوين آبياري نقش مهمي در بهبود بازده آبياري و افزايش توليد خواهد داشت. بهبود مکانيزاسيون و به کارگيري تجهيزات و فن آوري هاي نوين نيز تاثير مثبتي در زمينه مدرنيزاسيون بخش کشاورزي و ارتقاي بهره وري عوامل توليد دارد.