اموزگاری
آموزگاری؛ شغلی پرا سترس
واقعیت این است که استرس همیشه برای انسان مضر نیست. در واقع خیلی ها معتقدند انسان برای حفظ سلامت خود تا حدودی به استرس نیاز دارد. وقتی استرس به شکل انگیزه ای مثبت کار می کند، سودمند به حساب می آید، اما اگر از این حد مطلوب فراتر برود، استرس ضررش از فایده اش بیشتر می شود.
مساله استرس در همه مشاغل مطرح است، اما در ارتباط با شغل معلم، استرس معنای خاصی پیدا می کند، چون یک معلم، علاوه بر مسائل و مشکلاتی که در همه افراد مطرح است، با برخی مسائل و مشکلات که صرفا ناشی از نوع شغل وی است نیز مواجه می شود. معلم در مدرسه با مسائلی مواجه است که در کمتر حرفه ای چنین مسائلی وجود دارند. به طور مثال معلم ناچار است روزانه چندین ساعت تنها مقابل یک گروه که گاهی یک گروه ناآشنا نیز هستند قرار بگیرد و صحبت کند. گذشته از آن که خود صحبت کردن از انرژی و توان معلم کم می کند.
مساله تفاوت های فردی و فرهنگی از قبیل تفاوت های سنی، استعداد، میزان رشد و بلوغ و شخصیت دانش آموزان و شیوه برخورد معلم با این عوامل، فشار وارد بر وی را دوچندان می کند؛ بعلاوه مشغله های فکری معلم در ارتباط با موضوع درسی و حل مسائل و مشکلات موجود در کلاس، محیط بسته کلاس، احیانا تعداد زیاد دانش آموزان، سوءرفتار برخی دانش آموزان و سروصدای آنها، همه و همه جزو عوامل بسیار استرس زا هستند.
از طرف دیگر، گاهی معلم باید چند نقش را در مدرسه ایفا کند. گاهی باید نقش والدین را برای دانش آموزان اجرا کند و زمانی نقش یک ناظر بر اجرای تکالیف درسی و مقررات مدرسه را داشته باشد، در عین حال که همیشه باید نقش دیگر خود را نیز به عنوان یک دوست و حمایت کننده عاطفی برای جذب آنها حفظ کند، بالاخره نقشی را هم به عنوان یک کارمند و نیز مسوولیت هایی که در مقابل مدیریت و دیگر همکاران به عهده دارد، ایفا کند.
یکی از عوامل مهم دیگر در ارتباط با استرس ناشی از شغل معلمی، مسوولیتی کلی ا ست که معلم در قبال دانش آموزان و به طور کلی جامعه به عهده دارد. مسوولیت ساختن آینده یک جامعه از بزرگ ترین آنهاست و چنانچه تحقیقات نشان داده اند یکی از عواملی که در هر شغلی می تواند موجب استرس بیش از حد شود، همانا داشتن مسوولیت در مقابل افراد است.
فرسودگی شغلی در حرفه معلمی
فرسودگی شغلی از نظر مفهومی یک حالت خستگی بدنی، هیجانی و ذهنی است که ناشی از فشار هیجانی پی در پی است. در واقع این عارضه ناشی از تنیدگی و فشارهای عصبی است و از این رو عوامل ایجادکننده تنیدگی در ایجاد آن نقش موثری دارند. مهم ترین مشکل مبتلایان به فرسودگی شغلی، رنج حاصل از فرسودگی جسمی است. قدرت افراد در این حالت برای کار کردن کم است و اغلب خسته و ناتوان هستند.
مشکل دوم آنان، فرسودگی ذهنی و نگرشی است یعنی نسبت به دیگران بدبین می شوند و با داشتن نگرش منفی سعی دارند با دیگران مثل شیء رفتار کنند و سومین مشکل، فرسودگی هیجانی است که با افسردگی و احساس درماندگی همراه است.
فرسودگی شغلی، فقدان نیرو را به دنبال خواهد داشت که در نهایت به کاهش عملکرد و دیگر اثرات منفی منجر می شود و از عمده ترین پیامدهای اجتناب ناپذیر استرس شغلی در معلمان است که بر ابعاد مختلف کار و اجتماعی آنان تاثیر می گذارد.
· اتوماسیون تخصصی حضور وغیاب و کنترل تردد
با توجه به رسالت و نقش موثر معلمان در رشد ابعاد وجودی دانش آموزان و تربیت نیروی انسانی و مسوولان آتی جامعه بویژه در دوره ابتدایی که زمینه ساز و اساس رشد در دوره های بعدی محسوب می شود، اهمیت و سلامت بهداشت روانی معلمان آشکار است. حضور معلمان سالم، بانشاط و کارآمد می تواند چهره و محتوای سازمان آموزشی را متحول کند و محیطی سالم برای فراگیران فراهم آورد. در حالی که معلم خسته، کسل و بی انگیزه موجب اتلاف وقت و انرژی و عدم رشد و تکامل فراگیران را در پی دارد. پژوهش ها نشان داده اند تجارب نامطلوب با ایجاد فشار روانی به مرور، قدرت تحمل فشار و توانایی مقابله با آن را کاهش داده و در نهایت منجر به اختلال فرسودگی شغلی شده و مشکلاتی در زمینه های شناختی، هیجانی و رفتاری ایجاد می کنند. همچنین فرسودگی شغلی ازجمله اختلالاتی است که طی سال های اخیر مورد توجه روان شناسان و متخصصان علوم رفتاری قرار گرفته است.
نتایج تحقیقات نشان می دهد درصد قابل توجهی از افراد سازمان های فعال از این عارضه رنج می برند و فرد مبتلا به این اختلال، دچار افسردگی شده و احساس می کند پیشرفتی ندارد، عملکردش کاهش می یابد، گرفتار انواع سردردها، کاهش وزن و اختلال در خواب می شود.
شرایط نامطلوب کاری اعم از فشارهای فیزیکی، امکانات و تجهیزات مدرسه، مشکلات مالی معلمان و مشکلات رفتاری دانش آموزان به اشکال مختلف سلامت و بهداشت روانی معلمان را به مخاطره انداخته و منجر به ناخشنودی شغلی می شود. سختی کار در دوره ابتدایی و حضور معلم در نقش های مختلف، هم به عنوان آموزش دهنده مواد درسی و هم شکل دهنده رفتار و شخصیت کودکان، از عوامل موثر در ایجاد احساس نارضایتی و خستگی از کار معلمان است. محققان معتقدند برای معلمان در دوره ابتدایی مسوولیت کار با تعداد زیاد دانش آموز و تفهیم مسائل به آنان، استرس زیادی فراهم می کند.
مهم ترین منابع استرس معلمان
تدریس به دانش آموزان فاقد انگیزه
حفظ نظم
فشار زمانی و کار زیاد
مدارا با تغییر
ارتباط با همکاران
شرایط کاری بد
۱) تدریس به دانش آموزان فاقد انگیزه
یکی از شایع ترین منابع استرسی که معلمان گزارش می کنند، درماندگی و خستگی مفرط ناشی از تلاش برای تشویق دانش آموزان بدون انگیزه برای تلاش بیشتر است. مشکل اصلی این دسته از دانش آموزان، بی علاقگی به درس است. آنان هیچ انگیزه ای برای بهتر انجام دادن کارشان ندارند و از هر فرصتی برای تنبلی استفاده می کنند. معلمان اغلب از تلاش برای ایجاد انگیزه در دانش آموزان فاقد علاقه صحبت می کنند و این تلاش، خود یکی از دلایل اصلی خستگی روحی و جسمی معلمان است.
۲) حفظ نظم
درخصوص حفظ نظم درکلاس، معلم باید هوشیاری و زیرکی به خرج دهد تا از بدرفتاری دانش آموزان جلوگیری کند و به همین سبب در بعضی از کلاس ها معلمان احساس می کنند هرگز آرامش نخواهند داشت. آنها باید مدام مواظب هر علامتی باشند که حاکی از بروز مشکلی است و اگر سریع به آن نپردازند، می تواند به بدرفتاری دانش آموزان منجر شود.
برای بعضی از معلمان، پرداختن به نظم، دشوار نیست. آنها مهارت سطح بالایی را در جلوگیری از بی نظمی و پرداختن به بدرفتاری، در خود به وجود آورده اند، هر چند معلمانی هم هستند که فکر می کنند کنترل کامل، موقعیت بسیار تهدیدآمیزی است.
۳) فشار زمانی و کار زیاد
بیشترین نوع استرسی که معلمان از آن شاکی هستند ، استرس ناشی از انجام کار زیاد در زمانی فشرده در مهلتی مقرر است. در راستای تدریس، مجموعه ای از کارهای کوچک هم هست که باید در زمان های مقرر انجام شود. همچنین معلمان باید فعالیت های بسیار دیگری انجام دهند نظیر نوشتن گزارش های مدرسه، شرکت در جلسات کارکنان، تصحیح اوراق، آماده کردن موضوعات و... انجام دادن کارهای زیاد در مهلت مقرر اغلب موجب استرس معلمان می شود.
۴) مدارا با تغییر
تغییرات مستمر در فعالیت های کاری معلمان، بخش اساسی زندگی یک معلم را تشکیل می دهد. این تغییرات گاه خیلی سریع اعمال می شوند و معلمان خود را در شرایطی می بینند که مجبورند بسرعت روش هایی را که به آن عادت کرده اند و فکر می کنند موفقیت آمیز است، کنار بگذارند و روش هایی را جایگزین کنند که برایشان نام آشناست و برای آنها، آمادگی ندارند. در این شرایط وقتی معلمان مجبور می شوند، روش کار خود را تغییر دهند، نسبت به استرس آسیب پذیرتر می شوند.
۵) ارتباط با همکاران
گاه پیش می آید که معلمان با هم اختلاف نظر پیدا می کنند. این مساله ممکن است صرفا به دلیل داشتن عقاید متفاوت درباره چگونگی انجام دادن کاری باشد. در این شرایط برخی معلمان قادرند مشکلات و تعارض ها را به شیوه ای مثبت و حرفه ای حل کنند. هر چند گاه ممکن است شیوه برخورد آنان با هم بسیار تند و نامناسب باشد یا آن که مشکل به شیوه ای بیان شود که به رابطه دو همکار لطمه بزند. چنین برخوردهایی بین معلمان می تواند موجب بهوجودآمدن استرس برای آنان شود و دو همکار که ارتباط بین آنها آسیب دیده است، اگر مجبور باشند با هم کار کنند، استرس حاصل، احتمالا شدید خواهد بود.
۶) شرایط کاری بد
کیفیت شرایط کاری می تواند برحس عزت نفس حرفه ای معلمان بیفزاید. در واقع هر چه شرایط آنها بهتر باشد، احساس بهتری درباره خودانگاره شان پیدا می کنند. مسلما چگونگی برخورد با معلمان بسیار مهم است. چرا که در شرایط کاری بد که موجب آسیب دیدن خودانگاره می شود تاثیر عکس دارد. شرایط کاری بد، نظیر فقدان مواد و منابع کافی و مناسب، شرایط بد ساختمان، مدرسه، میزان حمایت ناکافی از سوی کارکنان اداری و دفتری و... منبعی مهم و بالقوه برای استرس معلمان است.
ارزش و مقام معلم
شرافت و مرتبت معلم زماني اهميت دارد كه بتواند شان خداوند و پيامبران را در وجود خود محقق سازدو پيوند انسان به هدف متعالي خلقت يعني عبادت را برقرار سازد. لذا در اين تعريف شهيد مرتضي مطهري يكي از آن معلمان راستين است كه اولاً با نگاه تركيبي به همه معارف بشري نظر مي كند وثانيا تمامی تلاشهاي علمي و عملي را مقدمه اي براي عبادت مي داند و در اين راه به مرحله ومدينداري راه مي يابد و با شهادت، عبادت عملي و علمي خود را كامل مي سازد . به همين مناسبت روز شهادت اين بزرگ مرد فرزانه (11 ارديبهشت ) را روز معلم ناميدند
هنر معلمي
معلمي شغل و حرفه نيست، بلکه ذوق و هنر توانمندي است معلمي در قرآن به عنوان جلوه اي از قدرت لايزال الهي نخست ويژه ذات مقدس خداوند تبارک و تعالي است. در نخستين آيات قرآن که بر قلب مبارک پيغمبر اکرم (ص) نازل شد، به اين هنر خداوند اشاره شده است:اقرا باسم ربک الذي خلق، خلق الانسان من علق، اقرأ و ربک الاکرم، الذي علم بالقلم، علم الانسان ما لميعلم. (علق: 1ـ 5)
بخوان به نام پروردگارت که جهانيان را آفريد. انسان را از خون بسته سرشت بخوان ! و پروردگارت کريمترين است همان که آموخت با قلم، آموخت به انسان آنچه را که نمي دانست. در اين آيات خداوند، خود را «معلم» مي خواند و جالب اين که معلم بودن خود را بعد از آفرينش پيچيده ترين و بهترين شاهکار خلقت، يعني انسان آورده است. مقام معلم بودن خدا، بعد از آفرينش قرارداد. نوعي انساني را که هيچ نمي دانست، به وسيله قلم آموزش داد که اين از اوج خلاقيت و هنر شگفت خداوند در امر آفرينش حکايت دارد:
چو قاف قدرتش دَم بر قلم زد هزاران نقش بر لوح عدم زد
از اين رو، مي توان گفت که هنر شگفت معلمي از آن خداوند عالم است.
شهيد ثاني رحمت الله درباره هنر معلمي خداوند مي فرمايد: خداوند از آن جهت به وصف (اکرميت) و نامحدود بودن کرامتش، توصيف شد که علم و دانش را به بشر ارزاني داشته است. اگر هر مزيت ديگري، جز علم و دانش، معيار فضيلت به شمار مي رفت، شايسته بود همان مزيت با وصف (اکرميت) در ضمن اين آيات همراه و هم پا گردد و آن مزيت به عنوان معيار کرامت نامحدود خداوند به شمار آيد. کرامت الهي در اين آيات با تعبير «الاکرام» بيان شده است. چنين تعبيري مي فهماند که عالي ترين نوع کرامت پروردگار نسبت به انسان با والاترين مقام و جايگاه او، يعني علم و دانش هم طراز است.
به همين جهت امام خميني (ره) مي فرمود: معلم اول خداي تبارک و تعالي است ..... به وسيله وحي؛ مردم را دعوت مي کند به نورانيت؛ دعوت مي کند به محبت؛ دعوت مي کند به مراتب کمالي که از براي انسان است.
معلّمي برتر از شهادت
حضرت امام جعفر صادق (ع) مي فرمايند:« هنگامي که روز قيامت شود، خداوند تمام انسان ها را جمع مي کند و چون ترازوي اعمال نهاده شد و خون شهيدان را با مرکب قلم عالمان و معلمان بسنجند، ارزش مرکب آنان بر خون شهيدان فزوني خواهد داشت ». اين ارزش بدان جهت است که شهيدان در ساية علم و تربيت معلمان و تعليم شايستة آنان به خدا راه يافته و لياقت شهادت نصيبشان شده است.
توصيه امام سجاد (ع) به دانش آموزان
امام سجاد (ع) در زمينة حفظ حقوق معلم مي فرمايد: « حق معلم بر تو آن است که همواره، با ديدة تعظيم و تکريم به او بنگري، مجلس او را گرامي بداري و به سخنانش با دقت گوش دهي، رو به جانب او بنشيني و صدايت را در حضورش بلند نکني ».
لزوم دلسوزي معلم نسبت به شاگرد مرحوم شهيد ثاني در مورد لزوم دلسوزي معلم نسبت به شاگرد مي نويسد: «معلم بايد دربارة شاگردان، خواهان اموري باشد که نسبت به آنها، در خود احساس علاقه ودوستي کند. واز هرگونه شر وبدي که براي خويش نمي پسندد براي شاگردانش نيز نپسندد؛ زيرا اين گونه دلسوزي و برابر انديشي نسبت به شاگردان، حاکي از کمالِ ايمانِ معلم و حُسن رفتار و برادري، نمايانگر روح تعاون و همبستگي معلم نسبت به آنان مي باشد» .
حقوق معلم در آينة فرمايشات حضرت سجاد (ع)
حضرت سجاد (ع) در فرمايشات خود سفارش بسياري در حفظ حقوق معلم از سوي شاگردان دارند و مي فرمايد:« حق کسي که عهده دار تعليم توست آن است که او را بزرگ شماري و مجلس او را سنگين بداري و نيکو به وي گوش فرا دهي و روي خود را بر او کني و با او بلند سخن نگويي و کسي را که از او چيزي مي پرسد تو پاسخ ندهي و بگذاري که خود او پاسخ گو باشد و در مجلس او با هيچ کس به صحبت ننشيني و در محضر او بدگويي از کسي نکني و اگر از او در نزد تو بدگويي شد از او دفاع کني و عيب پوشش باشي و فضايل و مناقب او را آشکار کني و با دشمنش همنشيني نکني و با دوستش دشمني نورزي؛ پس چون چنين کردي، فرشتگان خداي تعالي به سود تو گواهي خواهند داد که مقصد و مقصود تو از او و فرا گرفتن دانش او فقط براي خدا بوده نه به خاطر مردم ».
معلمي در کلام امام خميني (ره):
نقش معلم در جامعه، نقش انبياست؛ انبيا هم معلم بشر هستند.تمام ملت بايد معلم باشند؛ فرزندان اسلام تمام افرادش معلم بايد باشند و تمام افرادش متعلم.
معلم در سخنان مقام معظم رهبري:
دست تواناي معلم است که چشم انداز آينده ما را ترسيم مي کند.اگر مي بينيد که اميرمؤمنان، مولاي متقيان علي (ع) مي فرمايد: «من علمني حرفاً فقد صيرني عبداً؛ هرکس چيزي به من بياموزد، مرا غلام خويش کرده است.» اين بيان براي ما درس است تا معلمان، قدر خود را بدانند و تشخيص دهند که چقدر، وجود آنها در سرنوشت يک ملت مؤثر است.
معلم در کلام استاد مطهري:
معلم بايد نيروي فکري متعلم را پرورش دهد و او را به سوي استقلال رهنمون شود. بايد قوه ابتکار اورا زنده کند؛ يعني در واقع، کار معلم آتش گيره دادن است.
معلم در کلام شهيد رجايي:
معلمي شغلي نيست؛ معلمي عشق است. اگر به عنوان شغل انتخابش کرده اي، رهايش کن و اگر عشق توست مبارکت باد.
برتري حق معلّم بر پدر
آورده اند که اسکندر به معلّم خويش احترام بسياري مي گذاشت. از او پرسيدند: چرا معلّم خود را بيش از پدر تعظيم و احترام مي کني؟ گفت: به سبب آن که پدرم، مرا از عالم ملکوت به زمين آورده و استاد، مرا از زمين به آسمان برده است.
مقام معلم
مي توان در سايه آموختن گنج عشق جاودان اندوختن
اول از استاد، ياد آموختيم پس، سويداي سواد آموختيم
از پدر گر قالب تن يافتيم از معلم جان روشنيافتيم
اي معلم چون کنم توصيف تو چون خدا مشکل توان تعريف تو
اي تو کشتي نجات روح ما اي به طوفان جهالت نوح ما
يک پدر بخشنده آب و گل است يک پدر روشنگر جان و دل است
ليک اگر پرسي کدامين برترين آنکه دين آموزد و علم يقين
معلمی شغل نيست ؛ عشق است ...خود را «معلم» مي خواند و جالب اين که معلم بودن خود را بعد از آفرينش پيچيده ترين و بهترين شاهکار خلقت، يعني انسان آورده است.تعليم و تعلم از شئون الهي است و خداوند، اين موهبت را به پيامبران و اولياي پاک خويش ارزاني کرده است تا مسير هدايت را به بشر بياموزند و چنين شد که تعليم و تعلم به صورت سنت حسنه آفرينش درآمد. انسان نيز با پذيرش اين مسئوليت، نام خويش را در اين گروه و در قالب واژه مقدس «معلم» ثبت کرده است. معلم، ايمان را بر لوح جان و ضميرهاي پاک حک مي کند و نداي فطرت را به گوش همه مي رساند. همچنين سياهي جهل را از دل ها مي زدايد و زلال دانايي را در روان بشر جاري مي سازد. معلمي شغل و حرفه نيست، بلکه ذوق و هنر توانمندي است معلمي در قرآن به عنوان جلوه اي از قدرت لايزال الهي نخست ويژه ذات مقدس خداوند تبارک و تعالي است. در نخستين آيات قرآن که بر قلب مبارک پيغمبر اکرم (ص) نازل شد، به اين هنر خداوند اشاره شده است: اقرا باسم ربک الذي خلق، خلق الانسان من علق، اقرأ و ربک الاکرم، الذي علم بالقلم، علم الانسان ما لم يعلم. (علق: 1ـ 5(بخوان به نام پروردگارت که جهانيان را آفريد. انسان را از خون بسته سرشت بخوان ! و پروردگارت کريمترين است
همان که آموخت با قلم، آموخت به انسان آنچه را که نمي دانست. در اين آيات خداوند، خود را «معلم» مي خواند و جالب اين که معلم بودن خود را بعد از آفرينش پيچيده ترين و بهترين شاهکار خلقت، يعني انسان آورده است.
اوج خلاقيت و هنر شگفت خداوند در امر آفرينش حکايت دارد: چو قاف قدرتش دَم بر قلم زد هزاران نقش بر لوح عدم زد از اين رو، مي توان گفت که هنر شگفت معلمي از آن خداوند عالم است.شهيد ثاني رحمت الله درباره هنر معلمي خداوند مي فرمايد: خداوند از آن جهت به وصف (اکرميت) و نامحدود بودن کرامتش، توصيف شد که علم و دانش را به بشر ارزاني داشته است. اگر هر مزيت ديگري، جز علم و دانش، معيار فضيلت به شمار مي رفت، شايسته بود همان مزيت با وصف (اکرميت) در ضمن اين آيات همراه و هم پا گردد و آن مزيت به عنوان معيار کرامت نامحدود خداوند به شمار آيد. کرامت الهي در اين آيات با تعبير «الاکرام» بيان شده است. چنين تعبيري مي فهماند که عالي ترين نوع کرامت پروردگار نسبت به انسان با والاترين مقام و جايگاه او، يعني علم و دانش هم طراز است.
به همين جهت امام خميني (ره) مي فرمود:
معلم اول خداي تبارک و تعالي است ..... به وسيله وحي؛ مردم را دعوت مي کند به نورانيت؛ دعوت مي کند به محبت؛ دعوت مي کند به مراتب کمالي که از براي انسان است. روز معلم
در سطح جهان و به پیشنهاد یونسکو روز ۵ اکتبر (۱۳ مهر) هر سال به عنوان روز معلم نامگذاری شده است بعضی کشورها این روز را تعطیل اعلام میکنند و بعضیها روزهای خاص خودشان را دارند.
در ایران
پس از انقلاب جمهوری اسلامی ایران روز معلم بمناسبت بزرگداشت «شهادت» آیتالله مرتضی مطهری در ۱۲ اردیبهشت به دست اعضای گروه فرقان است.
البته قبل از انقلاب نیز روز معلم در ۱۲ اردیبهشت بود و مناسبت آن، کشته شدن یکی از معلمان به نام ابوالحسن خانعلی در روز ۱۲ اردیبهشت سال ۱۳۴۰ در تجمع اعتراضآمیز معلمان در میدان بهارستان بود
خصوصیات یک معلم
معلم، ایمان را بر لوح جان و ضمیرهای پاک حک می کند و ندای فطرت را به گوش همه می رساند. همچنین سیاهی جهل را از دل ها می زداید و زلال دانایی را در روان بشر جاری می سازد. دغدغه معلم همیشه این است که حیات بشر، بر مدار ارزش ها و کرامت انسانی بچرخد و شناخت خدا و مکتب و دین، همت اساسی آدمی باشد و هیچ بیگانه ای را مجال تجاوز به فرهنگ ارزشی دین و میهن فراهم نیاید. در این مسیر خطیر، بزرگانی گام نهاده اند که نامشان بر تارک زمان می درخشد. علامه شهید استاد مرتضی مطهری (رحمه الله) از همین طایفه مقدس است که در سنگر تعلیم و تعلم، به قله های رفیعی دست یافت . شرافت و مرتبت معلم، زمانی اهمیت دارد که بتواند شان خداوند و پیامبران را در وجود خود محقق کند و پیوند انسان به هدف متعالی خلقت یعنی عبادت را برقرار سازد. لذا در این تعریف، شهید مرتضی مطهری یکی از آن معلمان راستین است که تمامی تلاش های علمی و عملی را مقدمه ای برای عبادت می داند و در این راه به مرحله سوم دینداری راه می یابد.
▪ هنر معلمی: معلمی شغل و حرفه نیست، بلکه ذوق و هنر توانمندی است. معلمی در قرآن به عنوان جلوه ای از قدرت لایزال الهی است.در نخستین آیات قرآن که بر قلب مبارک پیغمبر اکرم (ص) نازل شد، به این هنر خداوند اشاره شده است:
اقرا باسم ربک الذی خلق...
خداوند، خود را "معلم" می خواند و جالب این که معلم بودن خود را بعد از آفرینش پیچیده ترین و بهترین شاهکار خلقت، یعنی انسان آورده است. نباید تنها با این توجیه که معلمی شغل انبیاست، از توجه به نیازها و سختی هایی که معلمان تحمل مـی کننـد چشـم پـوشیـد. اگـر معلمی شغل انبیاست، باید این را نیز به خاطر داشته باشیم که انبیا بر انسان منت گذارده اند. در آیات وحیانی نیز حقی که آنان بر گردن ما دارند گوشزد شده است، پس چرا از حق وارثان انبیا غافلیم؟ معلمی نیاز به توانایی و صرف انرژی فراوان دارد. معلم باید جامعه شناس باشد که با شناخت مقتضیات زمان، دانش آموز را برای ورود به جامعه آماده کند. باید روان شناس باشد که با درک نیازهای روحی و مسائل روانی، دانش آموز را به عنوان فردی از نظر روح و روان، سالم تحویل اجتماع دهد و معلم نیاز به مهارت های ارتباطی دارد تا بتواند با دانش آموز ارتباطی سازنده برقرارکند. معلم با انسانی سر و کله می زند که از قضا در دوران رشد و تغییر و تحول است. معلم باید به مثابه مردم شناسی که در قلمرو ناشناخته ای پا می گذارد، وارد دنیای کودک و نوجوان شود و آداب و رسوم کودکی و اقتضائات این دوران را بشناسد. معلم با ورود به قلمرو کودکی، در معرض خطر خروج از بزرگسالی قرار می گیرد و با فاصله گرفتن زیاد از فضای کودک و نوجوان، توانایی ارتباط و تاثیر را از دست خواهد داد. قرارگرفتن در چنین وضعیتی، نیازمند تمرین و سخت کوشی است. معلم باید تاثیر گذار نیز باشد و به عنوان الگویی که رفتار و گفتارش در برابر چشمان تیزبین کودک مورد ارزیابی دقیق قرار می گیرد، مسلماً او را در موضعی قرار دهد که می بایست کنترل زیادی بر کردار خود داشته باشد و این کنترل بر نفس، او را هر چه بیشتر در تنگنا قرار می دهد و چه بسا منجر می شود که معلم از بسیاری از امور مورد علاقه اش که حق شرعی و قانونی اوست محروم شود. نکات ذکر شده، تنها گوشه ای از اضطرارها و ملزومات معلمی است و مسائل بیشتری وجود دارد که این حرفه را هرچه بیشتر دشوار می کند.
▪ کاهش استرس در معلم ها : استخدام معلم های حق التدریس، کمبود فضای آموزشی، کمبود نیروی انسانی، سلامت دانش آموزان، مشکلات مالی و استاندارد نبودن ساختمان مدارس،همه از موضوعاتی است که در خبرها زیاد به چشم می خورد، اما به سلامت معلم ها و سختی کارشان کمتر توجه می شود. شاید تصور کنید معلمی شغل آسانی است. ساعت های کاری کم، تعطیلات زیاد، نداشتن ارباب رجوع و کار کردن با بچه ها که همه اینها باعث شده این شغل به نظر آسان بیاید، اما برخی بررسی ها نشان داده معلمی و تدریس، یکی از شغل های پُراسترس است. اما آیا واقعاً معلم ها استرس بیشتری نسبت به شغل های دیگر دارند؟هر معلمی از استرس شکایت نمی کند. اما در بررسی تعیین سطح استرس مشاغل که توسط اداره ایمنی و بهداشت کشور انگلستان انجام شد، معلمی در راس مشاغل پُراسترس قرار گرفت.
▪ استرس تدریس: آن چیزی که این شغل را سخت و پراسترس می کند، خود کار نیست، اتفاقاً این شغل، شغل لذت بخشی است، اما شرایط است که کار را مشکل می کند. کری کوپر متخصص بهداشت و روانشناسی سازمانی و عضو گروه علم و تکنولوژی دانشگاه منچستر این شغل را به بمبی در دست یک فرمانده ارتش تشبیه می کند. به عقیده او، معلمی به خودی خود استرس زا نیست، اما شرایط خاص مانند تغییرات مداوم سیستم آموزشی،تغییر نیازهای آموزشی، ساعات کار طولانی و حقوق کم، زمینه بروز استرس را فراهم می کنند. چه باید کرد؟ کم کردن وظایف اضافی مانند سرپرستی اردوها و کارهای گروهی که دیگران هم می توانند آن را انجام دهند، استفاده بیشتر و کمک گرفتن از سایر کارکنان مدرسه، استفاده از تکنولوژی برای کاهش فشارهای کاری و آزادی عمل در تغییر ساعات مدرسه برای بیشتر شدن کارآیی، استفاده از سیستم تشویق و پاداش، بالا بردن جایگاه اجتماعی و ارائه خدمات حمایتی به معلم ها، می تواند در کاهش استرس آنها موثر باشد. استفاده از تکنولوژی و امکان استفاده از شبکه های کامپیوتری و اینترنت در مدارس، یکی از اقدامات موثر در بالا بردن کیفیت تدریس و کاهش فشار کار معلم هاست. محدود شدن کارهایی مانند کپی گرفتن، بردن و آوردن جزوات از مدرسه به خانه و از خانه به مدرسه، امکان استفاده از تجربه معلم های دیگر و افزایش خلاقیت از مزایای این روش است. برای استفاده بهتر، لازم است به ازای هر ۷ تا ۱۱ دانش آموز، یک کامپیوتر با امکان اتصال به شبکه اینترنت در نظر گرفته شود.
● توصیه هایی به معلم ها
1) بعضی معلم ها عادت کرده اند که همیشه بگویند، بله. مهارت "نه" گفتن را یاد بگیرید وهر وقت لازم است از "نه" استفاده کنید.
2) برای تدریس خوب به جز معلم، چیزهای دیگری هم لازم است. از خودتان توقع زیادی نداشته باشید.
۳) کافئین، سیگار و داروهای خواب آور به شما کمک نمی کند. مراقب باشید در مصرف آنها زیاده روی نکنید.
4) ورزش را فراموش نکنید. ورزش یکی از سالم ترین و بهترین راه های رفع استرس است.
۵) محیط سالم و بهداشتی در سلامت شما موثر است. نسبت به شرایط محیط مدرسه احساس مسئولیت کنید و در کارهایی که به بهتر شدن محیط مدرسه کمک می کند مشارکت کنید.
6) وقتی را برای استراحت در نظر بگیرید. استراحت و اوقات فراغت، بخش لازم و ضروری یک زندگی سالم است.
7) موفقیت های تان را در معرض دید قرار دهید. نشان دادن و مطرح کردن موفقیت های شما علاوه بر ایجاد انگیزه در خودتان، برای دیگران هم مفید خواهد بود.
معلّمي هنر است، هنر آموختن هر آن چه سال ها با سعي و تلاش اندوخته است. معلّمي عشقي است الهي و آسماني است که پروردگارِ مهربان به انسان اعطا کرد تا با همّت بلند خويش روشنائي شب هاي تارِ جهالت و ناداني باشد. معلمّي، مهري است که از روز ازل با گل آدمي سرشته شد تا مردم از ظلمات جهل به نور دانايي،رهنمون شوند. براستي که معلّمي شغل نيست، عشق است.
از میان روابط انسانی , آنچه والاترین است , رابطه بین معلم و شاگرد است , و بهترین نوع این رابطه را که سر شار از ادب و فروتنی است , در حکایت موسی و خضر می یابیم که در آن حکایت , موسی در مقام شاگرد و خضر در جایگاه رفیع معلم جای دارد و چه شیرین نقل میکند این حکایت را کتاب خدا , طرفه آنجا که موسی به خضر میگوید : از تو پیروی میکنم تا از آنچه به تو تعلیم داده شد و مایه رشد انسان است به من بیاموزی. و خضر در جواب می گوید : تو هر گز هم پای من نمی توانی صبر کنی , چگونه شکیبایی خواهی کرد ؟ موسی بی درنگ می گوید اگر خدا بخواهد مرا شکیبا خواهی یافت و در هیچ کاری نافرمانی تو نمی کنم . و از این رو است که نقش معلم را در جامعه , همچون نقش انبیا می دانیم چرا که معلم ایمان را بر لوح جان و ضمیر های پاک حک می کند , و ندای فطرت را به گوش همگان می رساند , سیاهی جهل را از دلها می زداید , و زلال دانایی را در روان آدمی جاری می سازد , کیست که نداند دغدغه معلم , چرخش حیات بشر , بر مدار ارزش و کرامت انسانی است , آری معلمی هنر است , معلمی عشقی است الهی و آسمانی .
صفحات تقويم هاي چاپ شده در این آب خاک به لحاظ نامگذاری ایام به مناسبت های گوناگون , همواره يكي از شلوغ ترین تقويم هاي چاپ شده در دنياست. وبه دشواري مي توان صفحه اي را پيدا كرد كه به يك رويداد، واقعه، يادبود، يادگار و نظاير آن اختصاص داده نشده باشد. که از جمله ارج گذاری تقویمی ,که در12 اردیبهشت ثبت گردیده روز معلم است . اما آنچه در حقايق روزمره جامعه مي گذرد حكايت دیگریست که امروزه روز معلم به عنوان تربيت كننده ی نسل فردا، در حادترين شرايط اجتماعي به سر مي برد خاصه در دو دهه اخير نه تنها وضع عمومي، معيشتي، اجتماعي، رواني، علمي و نگرش هاي عمومي آنان به جامعه بهبود نيافته، بلكه اين فرآيند روندي نزولي را طي كرده است تا بدانجا که بار ها شاهد اعتراض این قشر از جامعه به صورت گرد همایی و تظاهرات خیابانی بوده ایم .
نسل امروز 12 اردیبهشت هر سال را که از قضای روز گار سالروز شهادت روحانی فرهیخته ای چون مرتضی مطهری است , روز معلم میداند اما شاید کمتر کسی از نسل پس از انقلاب بداند که مبنای نامگذاری این روز (روز معلم ), واقع قتل معلم ابوالحسن خانعلي دبیر دبیرستان جامی تهران در12 اردیبهشت سال 1340 است که در تجمع اعتراض آمیز معلمان به میزان حقوق دریافتی خود درمیدان بهارستان توسط رئیس کلانتری بهارستان به ضرب گلوله گشته شد تا حادثه ای بیاد ماندنی در تاریخ این کهنه دیار ثبت گردد . حال امروز چگونه باید التیامی بر زخم کهنه ی دل پیام آوران آگاهی بود با کدام واژه کدام سرود؟
روز معلم تعليم و تعلم از شئون الهي است و خداوند، اين موهبت را به پيامبران و اولياي پاک خويش ارزاني کرده است تا مسير هدايت را به بشر بياموزند و چنين شد که تعليم و تعلم به صورت سنت حسنه آفرينش درآمد.انسان نيز با پذيرش اين مسئوليت، نام خويش را در اين گروه و در قالب واژه مقدس «معلم» ثبت کردهاست. معلم، ايمان را بر لوح جان و ضميرهاي پاک حک مي کند و نداي فطرت را به گوش همه ميرساند. همچنين سياهي جهل را از دل ها مي زدايد و زلال دانايي را در روان بشر جاري مي سازد. دغدغه معلم هميشه اين است که حيات بشر، بر مدار ارزش ها و کرامت انساني بچرخد و شناخت خدا ومکتب و دين، همت اساسي آدمي باشد و هيچ بيگانه اي را مجال تجاوز به فرهنگ ارزشي دين و ميهن فراهم نيايد. در اين مسير خطير، بزرگاني گام نهاده اند که نامشان بر تارک زمان مي درخشد. علامه شهيد استاد مرتضي مطهري (رحمته الله) از همين طايفه مقدس است که در سنگر تعليم و تعلم، به قله هاي رفيعي دست يافت تا آنجا که معمار انقلاب اسلامي ـ که خود معلمي بزرگ است ـ همه آثارش را مفيد مي داند و بهره برداري از آنها را سفارش مي کند ...
چو قاف قدرتش دَم بر قلم زد هزاران نقش بر لوح عدم زد
از اين رو، مي توان گفت که هنر شگفت معلمي از آن خداوند عالم است.
شهيد ثاني رحمت الله درباره هنر معلمي خداوند مي فرمايد: خداوند از آن جهت به وصف (اکرميت) و نامحدود بودن کرامتش، توصيف شد که علم و دانش را به بشر ارزاني داشته است. اگر هر مزيت ديگري، جز علم و دانش، معيار فضيلت به شمار مي رفت، شايسته بود همان مزيت با وصف (اکرميت) در ضمن اين آيات همراه و هم پا گردد و آن مزيت به عنوان معيار کرامت نامحدود خداوند به شمار آيد. کرامت الهي در اين آيات با تعبير «الاکرام» بيان شده است. چنين تعبيري مي فهماند که عالي ترين نوع کرامت پروردگار نسبت به انسان با والاترين مقام و جايگاه او، يعني علم و دانش هم طراز است.
به همين جهت امام خميني (ره) مي فرمود: معلم اول خداي تبارک و تعالي است ..... به وسيله وحي؛ مردم را دعوت مي کند به نورانيت؛ دعوت مي کند به محبت؛ دعوت مي کند به مراتب کمالي که از براي انسان است.
از میان روابط انسانی , آنچه والاترین است , رابطه بین معلم و شاگرد است و بهترین نوع این رابطه را که سر شار از ادب و فروتنی است , در حکایت موسی و خضر می یابیم که در آن حکایت , موسی در مقام شاگرد و خضر در جایگاه رفیع معلم جای دارد و چه شیرین نقل میکند این حکایت را کتاب خدا , طرفه آنجا که موسی به خضر میگوید : از تو پیروی میکنم تا از آنچه به تو تعلیم داده شد و مایه رشد انسان است به من بیاموزی. و خضر در جواب می گوید : تو هر گز هم پای من نمی توانی صبر کنی , چگونه شکیبایی خواهی کرد ؟ موسی بی درنگ می گوید اگر خدا بخواهد مرا شکیبا خواهی یافت و در هیچ کاری نافرمانی تو نمی کنم . و از این رو است که نقش معلم را در جامعه , همچون نقش انبیا می دانیم چرا که معلم ایمان را بر لوح جان و ضمیر های پاک حک می کند , و ندای فطرت را به گوش همگان می رساند , سیاهی جهل را از دلها می زداید , و زلال دانایی را در روان آدمی جاری می سازد , کیست که نداند دغدغه معلم , چرخش حیات بشر , بر مدار ارزش و کرامت انسانی است , آری معلمی هنر است , معلمی عشقی است الهی و آسمانی .
صفحات تقويم هاي چاپ شده در این آب خاک به لحاظ نامگذاری ایام به مناسبت های گوناگون , همواره يكي از شلوغ ترین تقويم هاي چاپ شده در دنياست. وبه دشواري مي توان صفحه اي را پيدا كرد كه به يك رويداد، واقعه، يادبود، يادگار و نظاير آن اختصاص داده نشده باشد. که از جمله ارج گذاری تقویمی ,که در12 اردیبهشت ثبت گردیده روز معلم است . اما آنچه در حقايق روزمره جامعه مي گذرد حكايت دیگریست که امروزه روز معلم به عنوان تربيت كننده ی نسل فردا، در حادترين شرايط اجتماعي به سر مي برد خاصه در دو دهه اخير نه تنها وضع عمومي، معيشتي، اجتماعي، رواني، علمي و نگرش هاي عمومي آنان به جامعه بهبود نيافته، بلكه اين فرآيند روندي نزولي را طي كرده است تا بدانجا که بار ها شاهد اعتراض این قشر از جامعه به صورت گرد همایی و تظاهرات خیابانی بوده ایم .
نسل امروز 12 اردیبهشت هر سال را که از قضای روز گار سالروز شهادت روحانی فرهیخته ای چون مرتضی مطهری است , روز معلم میداند اما شاید کمتر کسی از نسل پس از انقلاب بداند که مبنای نامگذاری این روز (روز معلم ), واقع قتل معلم ابوالحسن خانعلي دبیر دبیرستان جامی تهران در12 اردیبهشت سال 1340 است که در تجمع اعتراض آمیز معلمان به میزان حقوق دریافتی خود درمیدان بهارستان توسط رئیس کلانتری بهارستان به ضرب گلوله گشته شد تا حادثه ای بیاد ماندنی در تاریخ این کهنه دیار ثبت گردد . حال امروز چگونه باید التیامی بر زخم کهنه ی دل پیام آوران آگاهی بود با کدام واژه کدام سرود؟
روز معلم تعليم و تعلم از شئون الهي است و خداوند، اين موهبت را به پيامبران و اولياي پاک خويش ارزاني کرده است تا مسير هدايت را به بشر بياموزند و چنين شد که تعليم و تعلم به صورت سنت حسنه آفرينش درآمد.انسان نيز با پذيرش اين مسئوليت، نام خويش را در اين گروه و در قالب واژه مقدس «معلم» ثبت کردهاست. معلم، ايمان را بر لوح جان و ضميرهاي پاک حک مي کند و نداي فطرت را به گوش همه ميرساند. همچنين سياهي جهل را از دل ها مي زدايد و زلال دانايي را در روان بشر جاري مي سازد. دغدغه معلم هميشه اين است که حيات بشر، بر مدار ارزش ها و کرامت انساني بچرخد و شناخت خدا ومکتب و دين، همت اساسي آدمي باشد و هيچ بيگانه اي را مجال تجاوز به فرهنگ ارزشي دين و ميهن فراهم نيايد. در اين مسير خطير، بزرگاني گام نهاده اند که نامشان بر تارک زمان مي درخشد. علامه شهيد استاد مرتضي مطهري (رحمته الله) از همين طايفه مقدس است که در سنگر تعليم و تعلم، به قله هاي رفيعي دست يافت تا آنجا که معمار انقلاب اسلامي ـ که خود معلمي بزرگ است ـ همه آثارش را مفيد مي داند و بهره برداري از آنها را سفارش مي کند.
نقش معلم در تربيت و زندگي انسان
در سيستم هاي آموزشي، افراد زيادي مشغول به کارند و فعاليت هاي آنها به طور مستقيم يا غير مستقيم در تربيت دانش آموزان و يا دانشجويان مؤثر است، اما در اين ميان، نقش معلمان و اساتيد و دانشگاه ها از ديگر افراد بسيار برجسته تر مي نمايد، چنان که بيشتر اوقات را دانش آموزان در مدرسه و دانشجويان در دانشگاه زير نظر آنها سپري مي کنند و عوامل ديگر هم فراهم آورنده زمينه براي فعاليت معلّم ها و اساتيد مي باشد.از اين رو بسياري از دانش آموختگان نظام آموزشي سنتي و جديد شکل گيري شخصيت خود را مرهون معلمان خود مي دانند.
يکي از نويسندگان که عمري را به معلمي گذرانده مي نويسد: يکي از تحصيل کرده هايي که تحصيلات عالي و دکتراي خود را در کشور آلمان به پايان رسانيده بود چندين بار اقرار واعتراف کرد که همه عقايد ديني او مديون ارتباط با معلّم خود بوده است. زيرا آنچه در فرايند تعليم و تربيت به متعلم انتقال مي يابد تنها معلومات و مهارت هاي معلّم نيست، بلکه تمام صفات، خلقيات، حالات نفساني و رفتار ظاهري او نيز به شاگردان منتقل مي شود.
رابطه دانش آموز با معلّم يک رابطه باطني و معنوي است. دانش آموز و يا دانشجو، معلّم را شخصيتي محترم و ممتاز مي داند که او را در بزرگ شدن و به استقلال و آزادي رسيدن، و به عضويت رسمي جامعه در آمدن کمک و مساعدت مي نمايد.
معلّم با روح و جان دانش آموز و يا دانشجو سروکار دارد و به همين جهت به عنوان يک الگوي محبوب و مطاع پذيرفته مي شود . دانش آموز اگر چه قبلاً در محيط خانواده علوم و اطلاعات فراواني را کسب کرده رفتارهايي را آموخته و به اموري عادت کرده و تا حدودي شخصيت او شکل گرفته است، ولي هنوز شکل ثابت به خود نگرفته و تا حد زيادي قابل انعطاف و تغيير مي باشد.
کودک و نوجوان در اين سنين از محيط خانواده خارج مي شود و به طور رسمي در اجتماعي جديد يعني مدرسه و يا دانشگاه پذيرفته مي شود .
دانش آموز در اين اجتماع جديد فرصت مي يابد تا افکار و اندوخته هاي ديني و رفتار و عادت هاي گذشته اش را مورد بازنگري قرار دهد و شخصيّت خويش را بسازد و تکميل و تثبيت نمايد.
با نفوذترين و محبوب ترين فردي که مي تواند در اين مرحله حساس او را ياري کند معلّم است به همين جهت دانش آموزان و يا دانشجويان معلّم و استاد خود را بعنوان يک الگو و اسوه مي پذيرند و از رفتار و گفتار و اخلاق خوب يا بد او سرمشق مي گيرند و خود را با وي همسان و همانند مي سازند.
نتیجه گیری
در پایان می توان گفت در هر شغلی، استرس به صورت خفیف و گاه شدید وجود دارد که به ما کمک می کند با چالش های پیشآمده مصمم تر روبه رو شویم. در حیطه کار یک معلم جنبه های بسیاری وجود دارد که موجب دلسردی او می شود.
حرفه تدریس هم نوعی ارتباط با مردم است و ما می دانیم در روابط انسانی خیلی راحت سوءتفاهم پیش می آید و در این حالت افراد خیلی سریع ناراحت می شوند بنابر این معلمان می توانند از طریق فنون آرام سازی، اختصاص وقت به خود، مشخص کردن اولویت ها، برقراری روابط صمیمی با دیگران و داشتن انتظارات واقع بینانه از استرس ناشی از کار خود بکاهند.
معلّمي هنر است، هنر آموختن هر آن چه سال ها با سعي و تلاش اندوخته است. معلّمي عشقي است الهي و آسماني است که پروردگارِ مهربان به انسان اعطا کرد تا با همّت بلند خويش روشنائي شب هاي تارِ جهالت و ناداني باشد. معلمّي، مهري است که از روز ازل با گل آدمي سرشته شد تا مردم از ظلمات جهل به نور دانايي،رهنمون شوند. براستي که معلّمي شغل نيست، عشق است.
منابع
1- فیض کاشانی، ملامحسن؛ الحقایق، ترجمه محمد باقر ساعدی خراسانی، تهران: انتشارات علمیه،1340، صفحه 65.
2- بهشتی، محمد؛ و دیگران،آرای دانشمندان مسلمان در تعلیم و تربیت و مبانی آن، جلد دوم، قم تهران: پژوهشکده حوزه و دانشگاه و سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاهها (سمت)،1379،صفحه 64.